به تو چه؟

شاید برای شما هم اتفاق افتاده که بی دلیل حالتون بد میشه حس بدی پیدا می کنید و دچار یه افسردگی گنگ و مبهم میشید. اما هر چی زور میزنید که ببینید چه مرگتون شده دلیلی براش پیدا نمی کنید. و این وضعیت ادامه داره تا اینکه خود این وضعیت دست از سرتون برمی داره. یعنی به عبارتی ما این وسط در واقع یه چیزی هستیم مثل خیار چنبل، یا بادمجان و یا انواع و اقسام چیزای دیگه و قدر مسلم اینکه خودمون نیستیم. 

حالا این پیامک با مزه رو بخونید:

دختر خالم ۸ سالشه، مدرسش کوچه پشتی خونشونه، یه روز داشته میرفته خونه
تو راه یه پسربچه بهش میگه بی شعور !
 
بر میگرده بهش میگه: به تو چه !

چقدر خوبه که ما هم با همین صلابت و قدرت به هر عاملی که مایه رنج ما میشه، مایه تحقیر، توهین، تمسخر، غم و اندوه ما میشه بگیم به تو چه! بدون اینکه لازم باشه اون عامل رو شناسایی کرده باشیم، تحلیلش کرده باشیم و ارتباطش رو با پیچیدگیهای روحی خودمون پیدا کرده باشیم. به نظرم فقط کافیه آگاه باشیم که این عامل هر چی که هست یه عامل بیرونیه والسلام!

پ.ن. سلامتی تمام بچه های عزیز که حرفا و رفتاراشون سرشار از صمیمیت و صفاست.   

/ 3 نظر / 13 بازدید
ثانیه های بی وجود

کاش همیشه بچه میموندیم،بزرگ نمیشدیم،در عین حال که رفتارمون بچه گانه بود،دنیامون هم زیباتر بود ! دیروز یکی از جنسای برادرم رو که زیاد قیمتی هم نداشت دزد از توی خونه برد ! بعد دخترش اومد گفت عمو کفش بابام نیست،خودشم دزد برده؟من میترسم [ناراحت] نمیدونی چه حالی بم دست داد . . . بگذریم

محسن

[متفکر]