سوتی حلاج!!

داشتم با شکوه صحبت میکردم گفت آرایش به من نمیاد گفتم اینو یه امتیاز بدون! با تعجب گفت چطور؟ گفتم وقتی داریم وقت میذاریم و خود شناسی رو دنبال میکنیم و میخونیم که در این مسیر باید از نمایش پرهیز کرد و ماسکهای عاریتی را کنار گذاشت تا به خود حقیقی برسیم! خوب آرایش صورت مگر غیر از نمایش دادنه و مگه غیر از ماسک زدن بر واقعیت انکار ناپذیر ماست!؟ ... بهت زده نگام کرد و انگار با چشاش داشت میگفت برو بابا پی کارت!!

تو همین اثنا نمیدونم چرا یه دفه یاد ماجرای حلاج افتادم 

پس دو دست بریده خون آلود بر روی در مالید تا هر دو ساعد و روی خون آلود کرد؛ گفتند: این چرا کردی؟ گفت: خون بسیار از من برفت و دانم که رویم زرد شده باشد، شما پندارید که زردی من از ترس است، خون در روی در مالیدم تا در چشم شما سرخ روی باشم که گلگونه مردان خون ایشان است...

                                                                                                    "تذکره الاولیاء_ عطار"                                      

عجیبه که حلاج هم در اون وضعیت یه جورایی به فکر آرایش خودش بوده و اتفاقا و محتملا این کارو به ملاحظه تصور مردم از او کرده و ظاهرا پیش فرض این اقدامش هم توجه به معنای تعبیر و تفسیری اذهان عوام از زردی و سرخی است. رنگهایی که بجز ارزش قراردادی و ذهنی هیچ معنی و مفهوم دیگری ندارند...

اما احتمالات :

-          یا حلاج سوتی داده

-          یا عطار سوتی داده

-          یا من زده به سرم و این آخر شبی گیر دادم به حلاج بیچاره

نتیجه گیری اخلاقی : اگه حلاج میتونه آرایش کنه خوب چرا خانمای محترم نتونن این کارو بکنن ؟

پیشاپیش از مقام عظمای هر دو "خداوندگاران عرفان و توحید" صمیمانه عذر میخوام.    

/ 3 نظر / 24 بازدید
delight

ولی به نظر من چون تصور اشتباه مردم رو میدونست سعی داشت با این کار حس درونی و واقعیش رو نشون بده اینو نمیتونیم آرایش بدونیم چون آرایش انسان رو از چیزی که واقعا هست دور میکنه در حالیکه اینجا حلاج با اینکار خودشو به اون چیزی که واقعا هست نزدیک تر کرده

محمد

به نظر من توضیح ایشون هم میتونه قابل توجه باشه در عین حالیکه میشه از زاویه دیگه ای هم به قضیه نگاه کرد و این زاویه همونیه که تو متن پست اومده . یه نکته ضمنی در پست اخیر آینه این هست که اتوریته شکنی شده . یعنی حلاج رو با تمام وزن و اتوریته ای که در تاریخ عرفان در ذهن ما پیدا کرده ، میشه مورد بحث قرار داد و ولو بسیار ضعیف، سوالاتی رو در بارش مطرح کرد. البته این موضوع یه مطلب ضمنیه که من خوشم اومده. وگرنه اصل موضوع در مورد نحوه عمل حلاج هم قابل بحثه! [لبخند]

نظری

با احتمال سومت موافقم. نشانه‌اش بارزه :)