مراقبه! خودآگاهی!

آقای دکتر بنانی عزیز به بنده افتخار حضور در مجلس کوچکی را دادند پای کلام مردی بزرگ. جناب آقای مصفا در سنی بیش از 80 سال، صفا و طراوت جوانی شاد و پر انرژی را داشت. از همنشینی و گفتگوی با ایشان لذت و فایده های بسیار بردم و از این فرصت در پوست خود نمیگنجیدم. یکی از مباحثی که در این جلسه مطرح شد و حکما برای دوستانی که علاقمند به درونکاوی و سیر در این راه هستند مفید و قابل تامل است این بود:

یکی از شیوه های متدوال و بسیار توصیه شده در امر خودنگری و به اصطلاح خود شناسی ، در آمدن در کیفیت و حالتی است که نام مدیتیشن و یا مراقبه دارد. مراقبه گر از این طریق به مشاهده خود میپردازد تا سیاهیها و تیرگی های درون خود را با پاشیدن نور مشاهده، محو و نیست کند.

جناب مصفای عزیز اما نسبت به این رویه یک نظر تجربی و منطقی را دارند. ایشان در یک مثال به طرح نظر خود میپردازند. شما بنا به عناد ورزی اطرافیانتان دچار حس حقارت شده اید. مثلا در جمع به شما مستقیم یا غیر مستقیم یادآوری شده که فرزند یک رفتگر بوده اید و شما به شدت قافیه را باخته اید و دچار حس خود کم بینی و حقارت شدید شده اید. در این وضعیت آیا به مراقبه پرداختن امکان پذیر است؟ آیا وجود حقیر و فشرده شده شما قادر به درآمدن در حالت مراقبه هست؟ و آیا این مراقبه راهی است برای در رفت از ماجرا یا اینکه فریب دیگری خواهد بود از ناحیه ذهن بسیار فعال شما؟

جناب مصفا در این وضعیت ضمن نامفید دانستن مراقبه، معتقدند که خودآگاهی و آگاهی درونی نسبت به واقعیت ماجرا، نور فشانی مفیدتر و صحیح تری بر تیرگی حاصل از جهل ما خواهد داشت!

تا نظر شما چه باشد...

/ 1 نظر / 10 بازدید
ثانیه های بی وجود

ایجا یه حس و حال دیگست ! خیلی وقت بود نیومده بودم